
این مطلب در سایت فارسی BBC برام جالب بود، لینک رو توی پیوندهای روزانه گذاشتم ولی از اونجایی که مشمولِ رحمت سانسور شده (اونم این روزها که مخابرات هم بعد از ISP مضاعف فیلتر میکنه) فایل صوتی رو میتونید اینجا دانلود کنید. جالبیِ مطلب فراموشی و انکار تاریخیفرهنگی ماست از اون چه خودمون میکنیم.
پینوشتِ طولانیتر از متن: نمیدونم تا کی میخوایم بازی من نبودم دسم بود، تقصیر آستینم بود رو ادامه بدیم! اگر این تحقیق درست باشه نشون میده ما قرنهاست که داریم این بازی رو تکرار میکنیم. قصدم نوشتن مطلب سیاسی نیست، اتفاقاً برخلافِ مردمی که تا توی تاکسی و اتوبوس و کوچه و خیابون کنارشون قرار میگیری، اولین چیزی که برای باز کردن سرصحبت میگن، شکایت از حکومته، میخوام بگم من شکایتی از حکومت ندارم! برعکس از اکثریت همین مردم و جامعهیی که دارم توشون زندگی میکنم شاکیام! مردمی که «اخراجیها» براشون جذابترین فیلمه و از صبح تا شب هزارتا رنگ عوض میکنند، مردمی که افتخارشون داشتن مدرکه، بعد برای «کردان» جُک تولید میکنند، مردمی که حالا که اکثرشون توانایی خرید ماشین رو پیدا کردند، هویتشون توی رانندگیشون نمود پیدا کرده، مردمی که حالا میگن ما به فلانی رای ندادیم ولی تو یادته که دادن، مردمی که با تویِ این نهاد و اون نهاد بودن پولدار شدن، بعد یهو جلد عوض کردن، مدرن شدن، میگن اون موقع اشتباه کردیم، یادشون رفته آدم فروختند و .... بهنظرتون واقعاً مبتذل نیست وقتی بههم برسیم بازم از حکومت بد بگیم؟ میدونم حرفهای قشنگی نیست، شاید فکر کنید خودم رو تافتهی جدا بافته از اکثریت جامعهی خودم میدونم، اما بههرحال سخت به اونچه گفتم باور دارم؛ ما همیشه چیزی تولید میکنیم، بعد ازش لولو خورخوره درست میکنیم تا قسمت تاریکِ خودمون رو نبینیم، بهنظرم اکثر این آقایونی که الآن بارِ کلمهی حکومتی رو بهدوش میکشند، کسانی هستند که اگر کنار ما بودند، همسایهمون بودند و ما به این قسمتِ جامعه پرتابشون نکرده بودیم، چهبسا در این موقعیت اجتماعیِ فرضی، رفتارشون از آدمهای دور و برِ فعلیمون بهتر بود. بله بهنظرم ما شدیداً دچار فراموشی فرهنگی هستیم و مدام بتواره درست میکنیم و خودمون رو سلاخی میکنیم.
تصویر: سکهی عرب - ساسانی زمانِ حکمرانی معاویهبنابیسفیان، در کنار تصویرِ خسرو با خط پهلوی عبارت «معاویه امیر با ایمان» درج شده و در حاشیه سکه عبارت «بسم الله» به عربی. پشتِ سکه تصویر آتشدان. محل ضرب: دارابگرد، سال ۴۳ هجری.
