پیرمرد همینطور که چشمش به تلویزیون بود پرسید: این آدمایی که مردم رو میزنن، شکنجه میکنن، آدم میکشن، واقعاً شبا چهجوری میخوابن؟!
گفتم: معلومه، مثلِ همهی قاتلا، باید بخوابن دیگه! تازه مردم که تموم نمیشن، حالاحالاها باید این کارا رو بکنن!
با عصبانیت گفت: حیوونکییا کارشون عینِ قاطر سخت و تکراریه!
هم تعجب کردم، هم خندهم گرفت، گفتم: آره خب، صبرِ قاطر میخواد!
